راوی‌کیوان ( داستان نویسی)

رمان داستان داستان كوتاه ادبيات ايران

صبح، با اضطراب چه خواهد شد ؟

شب، با نگرانی چه باید کرد ؟

کاسبید ؟ کارمندید ؟ برای کاری به تهران آمدید ؟

میگویند تهران شلوغ شده است .

میگویند خس و خاشاک در خیابان مزاحم مردمند .

میگویند بسیجی ها از اسرائیلی ها بدترند .

میگویند لباس شخصی ها را آورده اند مردم را بترسانند .

میگویند به فرمان امام و رهبرمان برای دفاع از انقلاب اینجا هستیم.

میگویند به شخصیت ما اهانت شده ما را نادان تصور میکنند .

میگویند عده‌ای اغتشاش طلب به اموال عمومی حمله میکنند و مغازه ها را به آتش میکشند .

میگویند گارد ویژه عامل تخریب اتومبیلها و حمله به مردم است .

میگویند کاسبی نیست از ترس مغازه‌ها را زود میبندیم .

میگویند ندا را در خیابان کارگر شمالی اول زدند چون ساکت نشد کشتند .

میگویند دانشجو بود.

میگویند در میدان فردوسی پیرزنی که به عصایش روبان سبز بود مورد هتاکی قرار دادند و با بی احترامی ربان را از عصایش کندند .

میگویند مسجد را آتش زدند این بی دینها ، معلوم است وقتی شب در خیابان میرقصند اعتقاد ندارند که حرمت نگهدارند .

میگویند زمان پهلوی ملعون هم همین طور سینما و مسجد و فروشگاه را آتش زدند و به گروه مخالف دولت نسبت دادند. 

میگویند تمام اینها برای حفظ قدرت است ، علی (ع) برای حفظ اسلام و یکپارچگی جامعه اسلامی و  آرامش مردم بعد از پیامبر دست به شمشیر نبرد و خانه نشین شد . 

میگویند این قرآن بر نیزه است مسلمانان هوشیار باشید.

میگویند این صدای طبل عمروعاص است نهراسید.

میگویند ........

چقدر جوان باید کشته شوند ؟

چند نفر دوست ، همسایه ، همشهری و برادر ، پدر وپسر باید رو در روی هم قرار بگیرند تا یکی بر مسند قدرت تکیه زند و دیگری بر اریکه قدرت بماند؟

مگر خدا را قبول نداریم که به غیر خدا متوسلیم، مگر نگفت به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید. مگر ریسمان خدا اسم و رسم دارد ، خودی و غیر خودی دارد، مگر نه اینکه پیامبر قرآن میخواند، اعراب بدوی می فهمیدند. یعنی مردم ایران از اعراب زمان پیامبر هم عقب ترند.

مگر هتک حرمت مسلمان جایز است که در کوی و برزن به زن و بچه و مرد بی احترامی میکنیم به جرم داشتن عقیده مخالف ما یا حتی همراه داشتن یک قطعه نوار سبز و مگر بدون حکم قاضی میتوان با آبروی مسلمان بازی کرد؟ آیا ما که در مورد یک اشتباه دیگران اینگونه آتشین میشویم ، به اشتباهات خود نیز نظر می‌افکنیم؟

نه اینکه ساکت باشیم و بگذاریم هرکه هرکاری خواست سرمان بیاورد . ولی اگر قرار باشد تنها با یک شنیده و یا دیده خود کسی را بی آبرو کنیم باید از خودمان شروع کنیم.

 

+نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٢ساعت٥:٠٢ ‎ب.ظتوسط کاظمی | نظرات ()