راوی‌کیوان ( داستان نویسی)

رمان داستان داستان كوتاه ادبيات ايران

 

داستانهای معاون عزیز

علت تاخیر ورود شما چیه؟

قلی دانش آموز سال دوم  است و تا انجا که یادش می آید هیچ سالی بدون تاخیر ورود به مدرسه نرفته است . بچه‌ای خجالتی ،کم حرف و تودار است . از دعوا و داد و فریاد میترسد.

 

قلی دیگر از اینکه صبح ها با قیافه اخموی معاون مدرسه روبرو بشه، خسته شده بود.

مگر میشد علت تاخیر ورود هر روز خود را توضیح بده .

برای آنکه پدر و مادرش متوجه نشن که بعلت خوابهای وحشتناک شبانه در جای خود ادرار میکنه، صبح اول وقت مجبور بود، ملحفه و لباس خود را بشوره. حمام بره و ... خوب ! آیا میتوانه با این همه کار به موقع هم در مدرسه حاضربشه .

چه کسی باور میکنه ! علت تاخیر هر روز  قلی چنین دلیل خجالت آوری باشه؟

تازه ! باعث آن هم خود معاون مدرسه است که هرشب به خواب قلی میآد ، با خشونت می گه ؛

معاون : پسر چند بار بگم تا دیر وقت نشین پای کامپیوتر بازی کن و یا ماهواره نگاه کن .

خوب ، مردانه بگید؛ شما باشید جایتان را خیس نمی کنید .

یک روز صبح قلی که به مدرسه آمد ، معاون هنوز نیامده بود . مراسم صبحگاه که تموم شد . آقای عزیز معاون مدرسه از در وارد شد . قلی که یک سال به دنبال چنین فرصتی بود تا بگه که آقا دیدی شما هم آره !  جلو رفت و گفت : آقا اجازه ! شما هم ؟

به نظر شما علت دیر آمدن آقای معاون چی بود؟

..................................

کیوان 22/2/86

 

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٧ساعت٤:۱٧ ‎ب.ظتوسط کاظمی | نظرات ()