راوی‌کیوان ( داستان نویسی)

رمان داستان داستان كوتاه ادبيات ايران

                  کشف یک نویسنده

 

 

میدونید هر انسانی استعداد وتوانایی‌هایش را در یکجایی کشف میکند. مثلاً بعضی استعداد صدایشان را در حمام کشف میکنند و بعضی استعداد ورزش رزمی را توی دعوا کشف میکنند و بعضی دیگر... خلاصه  هرکس جایی برای کشف استعداد خودش دارد .

 آقایی که شما باشید / شایدم خانمی که شما باشید، فرق ندارد، من هم اولین باری که کشف شدم یک نویسنده بزرگ و مشهور هستم و احتمالا داستایوفسکی یا ژول‌ورن باید به من افتخار میکردند ولی چون مرحوم شدند نتوانستند به این شخص شخیص افتخار کنند .

باور می‌کنید، چه جای اعجاب انگیز و آرامش بخشی بود!، درست حدس زدید، بله مستراح یا همان wc  .

چهره‌تان را باز کنید و آن اخم و لب و لوچه‌ی کج و ماوج را جمع کنید ، مثلاً شما انسانهای متمدن و تحصیل کرده‌ای هستید ، این چه برخوردی است که با یک پدیده کشف استعداد دارید .

حالا اگر گفته بودم توی دشت درحالی که آواز خوش درازگوشان فضای دشت را پرکرده بود ، همه از خنده روده‌بر میشدید ، خوب، اول که گفتم هرکسی در یک جایی استعداد خود را کشف میکند ، این هم از بخت بنده است .

دقیقاً بعد از یک کش و قوس سخت و جانکاه و عبور از فشارهای وارده ، مغزم داشت فضاهای خالیش را بررسی و به قول بر و بچه‌های رایانه خودش را آپ دیت میکرد که متوجه شدم چه قلم شیوایی میتوانم داشته باشم و این شروع یک نویسنده بود .

باور ‌کنید. باور ندارید؟ من که قسم بخور نیستم ، این مشکل شماست که دیر باورید . پس برگردید و متن را دوباره بخوانید ، آنوقت حتمأ باور میکنید. 

                                                                                                     کیوان تهران                                                                                                   

 

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/۳٠ساعت٤:٢٧ ‎ب.ظتوسط کاظمی | نظرات ()