راوی‌کیوان ( داستان نویسی)

رمان داستان داستان كوتاه ادبيات ايران

به دستان خود نگاه کن

دستانی بخشنده ، نوازشگر ، مهربان ، گیرنده و گویا

دستانی که حکایت آفریننده را بیان میکند

توانایی‌هایش را به رخ میکشد

که اگر نبود

...

بیاد داری کجا با گروه دستان گویا آشنا شدی

گروهی متشکل از جوانان زنده و پویا

که در کنج اتاق ننشسته‌اند در حالی که عشق آینده را با رنج گذشته به قضاوت گذاشته باشند

ضعیف نیستند که تظاهر به قوی بودن میکنند

آنها حدود 10 سال است باهم زیر نظز مربی بزرگ کار میکنند

که نداشته ها را به نظاره ننشینند

و داشته ها را شکرگذار باشند 

که کمترین اثر آن حسرت نخوردن به دیگران و ایجاد عزت نفس در خود است  

و حال ثمر این تلاش در جلسات و مجامع مختلف به بار مینشیند و گروههای مختلف مردم از این همت بالا لذت میبرند

شب جمعه 23/5/88 شبی به یاد ماندنی شد با حضور این عزیزان در کنار مجموعه نیاوران در تالار تابستانی پارک نیاوران که اشک شوقی به گونه‌ی مردم همیشه پاینده ایران و شهروندان تهران نشاند

برنامه ای که باید از برگزار کنندگان و مجریان و همه آنهایی که آمدند و رفتند تا این شب خاطره انگیز شود تشکری ویژه کرد

این مطلب دستمریزادی است بر تلاش عزیزان

کیوان

+نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٢٤ساعت۱٠:٢۱ ‎ق.ظتوسط کاظمی | نظرات ()