‌دوستت دارم رویا

رویا خیلی دوستت دارم

سلام

نمیدونم کجا و کی از هم جدا شدیم و چطور شد ؟

امروز حتی تصویرت هم در یادم نیست . حدود 10سالی هست که از هم دوریم و توی این ده سال حتی یک بارهم سراغم را نگرفتی.

میدونم مقصرم نباید اینهمه مدت از تو غافل میشدم. باورکن همش به خاطر کار و مشغله کاری بود. خودت خوب میدونی که باید کاری پیدا میکردم و برای شروع زندگی جدید آماده می‌شدم ، مگه همیشه اینو نمی‌خواستی، زندگی بهتر و رفاه و در آمد بیشتر و .... .

رویا جان یادت هست توی بچگی چقدر به من قوت قلب میدادی و حضورت باعث حرکت و اشتیاق من به پیشرفت بود ، بزرگتر که شدم با تو پیمان بستم که هرگز تو را تنها نگذارم و تمام لحظاتم را در کنار تو شادتر کنم .

این اتفاق کی افتاد؟

نمی‌دونم !

تــوی دبیرستان بود که درگیر کنکور و دانشگاه شدم یا تــوی دانشگاه که به فکر شغل و زندگی آینده بودم یا تــوی کوچه پس کوچه‌های زندگی که پر بود از غصه‌ها و قصه‌ها . یادم نیست ولی وقتی به خودم آمدم دیگر کنارم نبودی و بال‌وپر و شجاعت ریسک نداشتم ، چون موفقیت‌ها و پیروزی‌های بزرگ با رویاهای بزرگ ساخته میشوند.

میدونم، وقتی که بچه هستیم نگرانی آینده را نداریم فرصت با تو بودن و به تو رسیدن بیشتراست و تو ما را هدایت مکنی ، هرچه پا به سن میگذاریم کم‌کم چیزهایی که به نظر مهمتر می‌آید جای تو را میگیرد.

رویا خیلی دوستت دارم.

اما می‌دانم اگر قرار است که روحم بزرگ و پیروز شود بازهم باید به تو نزدیک شوم، مثل کودکی و به ندای قلبم گوش کنم که تو آنرا هدایت و تنظیم میکنی که تو هدیه خداوندی به ضمیر ناخودآگاهم .

 پس دوستتدارم ، رویا پیش من بیا و دوباره با من باش تا با چشمان تو ببینم و با راهنمایی تو راه را بپیمایم .

 

         کیوان 87               

 

/ 0 نظر / 8 بازدید