پیر مرد و خر

روزی پیرمردی که از خر ناتوان و پیرش خسته شده بود تصمیم گرفت ، خر را از بین ببرد  چون دوست نداشت که توسط حیوانات  درنده خورده شود و یا از گرسنگی بمیرد صبح زود قبل از طلوع آفتاب به صحرا رفت و گودالی بزرگ کند سپس قبل از انکه همسایه‌ها بفهمند و مانع کارش شوند خر را به صحرا برد . خر بیچاره که تمام عمر خود را به پیرمرد خدمت کرده بود به گمان آنکه امروز هم باید برای کار به صحرا برود به راه افتاد وقتی به نزدیک گودال رسیدند ،پیرمرد خر را به سمت گودال هول داد ،خر از ترس سقوط در گودال بزرگ شروع به سر صدا و التماس کرد اما وقتی اسرار پیرمرد را دید فقط به او نگاه کرد و با ناامیدی اجازه داد تا پیرمرد او را در گودال انداخت و شروع کرد روی خر خاک ریختن تازه خر متوجه شد که چه برسرش می‌آید باز شروع کرد به التماس و فریاد کردن ولی خاک روی بدنش میریخت و تا روی سمش رسیده بود دیگر جای التماس نبود یا باید تسلیم مرگ ناخواسته می‌شد و یا برای نجات کاری میکرد خر با خود فکر کرد من باید زنده بمانم ، زندگیم را دوست دارم . اول نباید اجازه بدهم خاک بر پشتم بماند و بعد نباید ثابت بایستم که پاهایم در خاک اسیر شود با این فکر شروع به تکاندن خاک پشتش کرد و پاهایش را حرکت داد و همانطور خاک زیر پایش را سفت کرد تا شاید فکر بهتری به ذهنش برسد. 

در همان حال پیرمرد بی‌وقفه در گودال خاک می‌ریخت و گودال را پر میکرد ، یکساعت از کار پیرمرد میگذشت که تقریبا گودال پر شده بود ، خر توانست از آن خارج  شود و با تمام سرعت از محل گریخت .  

/ 4 نظر / 6 بازدید
دریابان

سلام وبلاگ بسیار زیبایی دارید خوشحال می شوم به وبلاگ ما سری بزنید و ازمیلیونها عکس در زمینه های مورد علاقه و موزیک و فیلم و نرم افزار و مدل لباس و کتاب و...دیدن کنید در صورت تمایل می توانید و بلاگ ما را تحت عنوان ((( دریای عکس ))) لینک کنید

آرش

سلام آپ کردم با درخواست کمک از سوی شما..........حتما بیا حتما کامل بخون ....... خیلی مهمه حتما هم تو نظرسنجی .. پائین لوگوی دوستان – زیر آنتی ویروس کسپرسکای شرکت کن ممنون که وقت میذاری شاد باشی [گل]

سیما کیانی

سلام. جالب بود اما منظور و درک نکردم. هراسی نیست... به روزم. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][

سیما کیانی

سلام. جالب بود اما منظور و درک نکردم. هراسی نیست... به روزم. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][